۱۳۹۰ مرداد ۳۱, دوشنبه

ولایت مطلقه فقیه به ولایت مطعلقه فقیه تغییر کرد

ولایت مطلقه فقیه بعد از آشکار شدن شکاف و جدایی بین رهبر و رییس جمهور( طلاق از هم) به ولایت مطعلقه فقیه تغییر نام داد.

۱۳۸۹ بهمن ۲۶, سه‌شنبه

از گذشته درس بگیریم و از تجربیات گذشته استفاده کنیم

اول یک نگاهی به این پست که درست یک سال قبل توسط خودم ارسال شده بود بندازید:

http://paintarin.blogspot.com/2010/02/22.html#comments

همه میدونیم که جنبش مردمی ایران از 22 بهمن سال قبل تا 25 بهمن امسال تکون زیادی به خودش نداد. و دلایل این سکون رو میشه در وقایعی جستجو کرد که در اون زمان ها گذشت.
با خوندن مجدد پست اشاره شده متوجه میشیم که تنها با جنگ رسانه ای و حمله های رسانه ای و به قول خودشون حمله های نرم بود که مدتی جنبش رو بی اثر کرده بودن.با خوندن متن پست اشاره شده میشه فهمید که سال قبل برای ایجاد یاس در بین مردم با حرکتی هماهنگ نه تنها تعدادی مزدور بین مردم انداختن تا ایجاد نا امیدی کنن بلکه کاری با بالاترین نداشتن تا این عده تا آخرین لحظه بتونن کار خودشون که همون لجن پراکنی بود رو انجام بدن.که متاسفانه اون زمان عده ای این طور تحلیل کردن که احتمال داره دلیل اینکه بالاترین رو نتونستن پایین بکشن این بود که سرور جدید داشتیم و پهنای باند رو بالا برده بودیم و کار های فنی دیگه انجام شده بود رد بالاترین اما درست یک سال بعد زمانی که بالاترین حتی بیشتر از قبل پیشرفت کرده بود باز هم تونستن بالاترین رو برای مدتی پایین بکشن و این نشون میده که اگه میخواستن میتونستن سال قبل همین موقع هم که در پست اشاره شده در موردش سخن گفته شد بالاترین رو پایین بکشونن اما این کار رو نکردن.
از تحلیل ها اینطور بر میاد که اینها زمانی که بخوان جنبش رو خنثی کنن تنها راه حل رو در این میبینن که در دل ما یاس و نا امیدی ایجاد کنن. و بگن که تعداد شما کم هست شما ناچیز هستید.شما رو به حساب نمیاریم و ... و تنها با همین حربه بود که سال قبل عده ای رو نا امید کردن.و یک سال برای جنبش در سکون گذشت
همه ما این رو میدونیم که درسراسر ایران عده بسیار زیادی از مردم مخالف این حکومت هستن.در کوچه و بازار در تاکسی و مترو و مغازه ها و ... همه و همه میشه مشاهده کرد که مخالفین این حکومت نه تنها خیلی زیاد هست بلکه روز به روز هم بیشتر و بیشتر میشه.اما عده زیادی از این مردم یا جرات ابراز مخالفت ندارن یا به خاطر مسایلی نمیتونن مخالفت خودشون رو علنی کنن.مثلا یه عده اگر یک روز کار نکنن نمیتونن نون ببرن برای زن و بچه مثل تعداد زیادی از راننده تاکسی ها یا یه عده نونشون به تعریف و تمجید از حکومت هست مثل عده زیادی از کارمندا و دولتی ها در حالی که میدونیم اینها مخالف هستن با این حکومت.
امروز هم در مصاحبه های رسانه میلی دیدیم که تعداد کمی از مردم رو آوردن جلوی دوربین برای اینکه عنوان کنن مردم از همه تیپ با ما هستن و مخالف جنبش سبز هستن و از این جور حرف ها
پس شرط اول اینکه پیروز بشیم این هست که همیشه یادمون باشه که حکومت برای اینکه جنبش رو ساکت کنه حربه ای جز این نداره که به اعضای جنبش این طور القا کنه که شما ها تنهایید و تعدادتون خیلی کم هست.چیزی که 25 بهمن به همه ثابت شد عکسش درست هست و ما واقعا بیشماریم.
همون طور که قبلا بار ها گفتم شرط پیروزی ما این هست که از گذشته ها درس بگیریم و از تجربه های قبل استفاده کنیم و راه های مقابله دشمنمون با خودمون رو بدونیم و اونها رو خنثی کنیم و راه های جدید برای مقابله با دشمنمون پیدا کنیم.
امید و اراده چیزی هست که هیچ وقت نباید از دست بدیم و همیشه باید به دنبال راه حل های عملی و جدید و پر بازده باشیم.

ما بیشماریم

پیشنهاد برای راهپیمایی های آینده

یک پیشنهاد در مورد راهپیمایی های آینده دارم که خیلی میتونه کارساز باشه.خیلی بیشتر از اونکه فکرش رو میکنیم
از طرفی الان زمانی هست که خیلی ها به بالاترین سر میزنن و میخوان اطلاع بگیرن از آینده و بهترین زمان برای هماهنگی بین همه هست تا برای آینده برنامه ای عقلانی و منطقی بریزیم
به نظر من بهترین راه مقابله با این حکومت این هست که اونها رو خسته کنیم و کم کم از پا در بیاریم.
بهترین روش برای این کار هم اینه که همواره از طرف بچه ها در بالاترین یک روز خاص از چند وقت قبل به عنوان روز تظاهرات بعدی بیان بشه مثلا فرض کنید الان 27 بهمن هست و اعلامیه میدیم که مثلا 5 اسفند ساعت 3 بعد از ظهر راهپیمایی بعدی خواهد بود.
در مورد صحت یا عدم صحت اون کسی چیزی نمیگه و فقط همه رو دعوت به راهپیمایی میکنیم.
وقتی روز 5 اسفند مثلا ساعت 1:30 بعد از ظهر شد در همین بالاترین اطلاعیه صادر میشه که راهپیمایی ای خواهد بود یا خیر
چندین و چند بار میتونیم این کار رو تکرار کنیم
چون از طرفی وقتی فراخوان داده میشه نیروهای سرکوبگر هم مجبور هستن که از خودشون عکس العمل نشون بدن و خودشون رو آماده کنن و در نتیجه نیرو میفرستن به سطح همه معابر.
از طرف دیگه وقتی اعلام کنیم که راهپیمایی نخواهد بود اونها سر کار خواهند رفت و در نتیجه سردرگمی و نارضایتی بینشون افزایش پیدا میکنه.
میشه بعد از چند بار تکرار این وضعیت مثلا دفعه چهارم ساعت مثلا 1:30 اعلام کنیم که راهپیمایی برگزار خواهد شد.
و در نتیجه همه مثل 25 بهمن خواهیم رفت برای راهپیمایی.
فاصله بین هر کدوم از برنامه ریزی ها چه حقیقی چه غیر واقعی میتونه مثلا هر دو تا سه هفته به سه هفته باشه تا اینجوری واقعا نیرو های سرکوبگر رو کلافه کنه.
الان دیگه زمان این هست که استراتژی خودمون رو بالا ببریم و فقط منتظر این نباشیم که یکی بگه برید و بقیه مردد باشن که درسته یا نه.
الان فقط زمان این هست که با سرکوبگران به هر نحوی میشه برخورد کنیم.
باید برنامه داشته باشیم و از تجربیات قبلی درس بگیریم.
وقتی یک سری از طرف دولت میرن برای تخریب بادجه تلفن یا جدول کنار خیابون باید هوشیار باشیم که اینها از طرف خود حکومت اومدن دارن این کار رو میکنن و بعد یه فیلم بردار هم با خودشون آوردن که داره فیلم میگیره تا اون رو علیه ما استفاده کنه.
حالا چرا ما نباید از این جور استراتزی ها استفاده کنیم؟مطمینا زمان این گذشت که فقط منتظر باشیم که هر چه پیش آمد خوش آمد.باید برنامه ریزی کنیم.از قبل تجربه کسب کنیم و برای آینده ازش استفاده کنیم.

پیشنهاد های خودتون رو اعلام کنید و لطفا بسادگی از این پیشنهاد نگذریدو اگر پیشنهاد های مشابه دارید عنوان کنید تا در کنار هم با همفکری به نتایج خوبی برسیم
ما به مغز های متفکر نیاز داریم تا شیوه های جدید حتی شیوه هایی که تا الان ازش استفاده نشده در هیچ راهپیمایی در دنیا استفاده بشه.مثلا استفاده از روغن در برابر موتور سوار ها خیلی کار خوبی بود.
لطفا ازبیان اینکه استفاده وبلاگی از بالاترین و ... کردید خودداری کنید

۱۳۸۹ آذر ۲۳, سه‌شنبه

نماینده مجلس فرمایشی :حرف رییس جمهور فصل الخطاب است

همه با خبر شدیم که در برنامه 90 دیشب یکی از نماینده های مزدور دولت انواع و اقسام توهین ها رو به شعور ملت و دست اندرکاران تنها برنامه پربیننده تلویزیون میلی کرد و با سیاسی کاری سعی داشت که برنامه و بحث رو منحرف کنه و برنامه رو به لجن بکشونه اما با زیرکی عادل موفق به لجن پراکنی بیشتر نشد و به قول هم کیشان خودش توطیه ای که کرده بود خنثی شد.
از مشروعیت بخشیدن زورکی به ا.ن گرفته تا آوردن اسم ناپاک خ.ر و توهین به عادل و حمله به اعتقاداتش و دینش همه و همه نشون از لجن پراکنی این به اصطلاح نماینده ملت داشت.
جالب تر از همه اینها این بود که نماینده دیگه ای که مال خود اراک بود اومده میگه به خاطر اینکه اراک استان امام خمینی هست ما میخوایم این جابجایی رو انجام بدیم (چه ربطی داره؟) و در آخر هم گفت حرف ا.ن باید برای همه ما فصل الخطاب باشه.
یعنی واقعا نماینده ملت کارش اینه که بره تو مجلس داد بزنه که حرف رییس جمهور باید فصل الخطاب باشه؟ نماینده ای که با چشم و گوش بسته همه حرف های یک نفر رو بخواد پذیره به درد نمایندگی مجلس میخوره؟این ثابت نمیکنه که این مجلس فرمایشی هست؟
اصولا مجلس باید برای دولت تعیین تکلیف کنه اما این مزدور داره میگه دولت هر چی بگه باید همون بشه.
برای همینه که ما اکثر نماینده های داخل مجلس رو با پشم یکی میدونیم و معدود کسانی که واقعا دارن نمایندگی میکنن متهم به این میشن که جاسوس بیگانه هستن و فتنه گر و این جور مزخرفات هستن.


و اما یک گلایه از خود آقای فردوسی پور:
آقای عادل فردوسی پور شما هم به شعور مردم توهین کردید.چرا؟ چون زمانی که گفتید نماینده ها برای جمع کردن رای دست به این کار ها میزنن این یعنی شما دارید به این دولت و این مجلس فرمایشی مشروعیت میدید و میخواید بگید که این ها توسط رای مردم تعیین میشن در حالی که همه میدونیم به هیچ عنوان در تعیین نماینده های مجلس و رییس جمهور رای مردم دخیل نیست و همه چیز فرمایشی و انتصابی هست پس چه لزومی داره که این نماینده بخواد برای جمع کردن رای این کار رو بکنه در حالی که اصولا در ایران رای مردم هیچ کارست و فقط برای نمایش از مردم یه سری کاغذ پاره جمع میکنن.


۱۳۸۹ شهریور ۲۴, چهارشنبه

چرا دولت برای جمع آوری کمک های مردمی به پاکستان داره خودش رو نابود میکنه؟

همه میدونیم که بتازگی در پاکستان سیل اومده و مردم اونجا به کمک نیاز دارن اما مگه فقط پاکستانی ها مسلمان هستند؟مگه در زمانی که سونامی شرق آسیا اتفاق افتاده بود کشور های مسلمان درگیرش نبودن؟ مگه تو قضیه چچن و بوسنی و ... مسلمونا نابود نمیشدن؟مگه در کشور چین همین سال قبل مسلمونا توسط دولت چین کشتار نشدن؟ و... چرا در مورد اون حوادث سکوت میشد و حتی در مورد چین مسلمونا اونجا توسط همین دولت به اصطلاح مسلمان خودمون محکوم میشدن اما در مورد پاکستان در همه برنامه های تلویزیونی تبلیغ میکنن که بیاید کمک کنید حتی برنامه کودک ها هم شده کمک به پاکستان و...
در این مورد خاص دو تا احتمال وجود داره:
1- همه ما میدونیم که جمهوری اسلامی به کولی بازی و هوچی گری برای بقای خودش خیلی نیاز داره و مردم بدبخت و بیچاره این مناطق(البته منظور توهین یه این افراد نیسا بلکه نوع زندگی و افکارشون مد نظر هست) جز بهترین گزینه ها هستن برای اینکه هوچی گری های این آقایان رو در سطح جهانی منعکس کنن.مثلا در همین موضوع اخیر که همه جای دنیا خواست قضیه رو بخوابونه که توهین به قرآن گسترش پیدا نکنه تلویزیون پرس تیوی با پخش این خبر ها و منحصرا برای مردم این مناطق تونست باعث ایجاد یک بلوشو جدید در این مناطق بشه و تعدادی از این مردم ساده اندیش هم برای پیشبرد اهداف این حکومت خودشون رو ناخواسته به کشتن دادن.و نتیجش رو هم که دیدیم چی شد.بنابراین در این حادثه اخیر به خاطر کمک هایی که آمریکا و غرب برای پاکستانی ها انجام دادن موقعیت این آقایان از نظر محبوبیت به خطر افتاده و دارن دست و پا میزنن که بگن ما هم هستیم البته چند هفته بعد از این بلای طبیعی تازه به فکر افتادن که کمک کنیم.برای همین خواستن که از مردم ایران بچاپن و بدن به پاکستانی ها
2-یک احتمال دیگه هم وجود داره و اونم اینه که این حکومت در این چند ماه اخیر خیلی تحت فشار های بین المللی و داخلی بوده از طرفی تحریم های سازمان ملل و اروپا و ... و از طرف دیگه اعتراض بازاری ها به مالیات های در نظر گرفته و بعد هم کوتاه اومدن دولت در مورد مالیات ها و... همه و همه باعث شده دست دولت برای ماه های آینده خیلی بسته باشه و این حادثه اخیر در پاکستان رو فرصت مناسبی دیده برای خودش که بتونه پول مردم ایران رو بالا بکشه و به بهانه امور بشر دوستانه و همبستگی مسلمان ها و کمک به مسلمان های جهان جیب خودش رو از تهی بودن نجات بده .به هر حال بی دلیل نبود که مالیات ها رو یک دفعه بردن بالا و چون مجبور شدن بیارنش پایین حالا باید دنبال راهی باشن که اون رو جبران کنن بنابراین این بهترین فرصت برای اونها بوده تا بتونن پولی به جیب بزنن البته درصدی از پول رو به پاکستان هم میدن که به هدف اول خودشون هم برسن اما درصد بالایی رو برای خودشون بر میدارن تا جبران مافات بشه.
ممکنه این کار این حکومت غیر از ادعای خودشون که میگن بشر دوستانه و برای مسلمان هاست دلایل دیگه ای هم غیر از دو دلیل بالا داشته باشه و هیچ ربطی به بشر دوستی نداشته باشه چون همه میدونیم اینها آدمی نیستند که به خاطر مردم کاری انجام بدن حتی اگه مردم پاکستان باشه و دنبال اهداف دیگه ای هستند.

این متنی که خوندید فقط نظر های شخصی خود من هست که با دیدن این همه تبلیغ های غیر متعارف در مورد این حادثه در تلویزیون میلی به فکرم رسید که به نظرم خیلی هم بی راه نیست.

۱۳۸۹ مرداد ۱۰, یکشنبه

فرماندهان جنگ نرم در دو جبهه مقابل هم:فارسی1 و جمهوری اسلامی


از نرمی این عزیزان هر چی بگم کم گفتم.خودتون ببینید بهتره:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

۱۳۸۹ تیر ۳۰, چهارشنبه

ضرغامی علت حملات به شبکه فارسی 1 را اعلام کرد

ضرغامی اعلام کرد: عزت ال... ضرغامی طی نشسته خبری اعلام کرد از زمانی که شبکه فارسی 1 آغاز به کار کرد بین خانواده ها گسست فرهنگی ایجاد شد به فرض مثال خود بنده خانمم از زمانی که فارسی 1 نگاه میکنه دیگه به من توجهی نمیکنه و اخیرا متوجه شدم که با اکثر مرد های محله رابطه داشته چچچچ .تازه دخترهام چند شبه خونه نمیان و احتمالا هر شب با یه مرد میخوابن خودم هم تازگی از زن همسایمون خوشم اومده البته از همسر آقای احمدی نژاد هم خیلی خوشم میاد منتظرم از هم طلاق بگیرن برم سراغش.پسرم هم که یه مدت زندان رفته بعد از دیدن سریال فرار از زندان تا الان 20 مورد فرار نافرجام از زندان داشته ما منتظر بودیم دو ماه دیگه آزاد بشه و برگرده پیشمون اما از زمانی که سریال فرار از زندان رو دیده و مبادرت به فرار های متعدد از زندان ورزیده حبسش رو تبدیل به حبس ابد کردن حالا منتظره سریال تموم بشه ببینه چه راهی وجود داره که بتونه فرار کنه ما هم که ترسیدیم حبس ابدش تبدیل به اعدام بشه و خودمون بریم با همسر رییس جمهور رابطه برقرار کنیم بدون اینکه طلاقش بده و بعد رییس جمهور از دستمون ناراحت بشه و ما رو اعدام کنه و زنمون هم پاره پوره بشه و دخترامون هم هر کدوم 10 تا 15 تا نوه بذارن رو دستمون که باباهاشون معلوم نیست کدوم بسیجی شیر پاک نخورده ای هست دستور دادیم فرکانس این شبکه رو بزنن تا خانوادمون از هم نپاشه.من واقعا تعجب میکنم چرا این مشکلات فقط برای خانواده ما و دار دستمون پیش اومده .انگار این جنگ نرم مستقیم خانواده بسیجی ها رو هدف قرار داده.و میخواد فقط خانواده بسیجی ها رو از هم بپاشونه.به هر حال زدیمش اروپا هم که فقط دنبال پوله بهشون یه چند میلیون دادیم از بیت المال که خونوادمون رو نجات بدیم.