اول یک نگاهی به این پست که درست یک سال قبل توسط خودم ارسال شده بود بندازید:
http://paintarin.blogspot.com/2010/02/22.html#comments
همه میدونیم که جنبش مردمی ایران از 22 بهمن سال قبل تا 25 بهمن امسال تکون زیادی به خودش نداد. و دلایل این سکون رو میشه در وقایعی جستجو کرد که در اون زمان ها گذشت.
با خوندن مجدد پست اشاره شده متوجه میشیم که تنها با جنگ رسانه ای و حمله های رسانه ای و به قول خودشون حمله های نرم بود که مدتی جنبش رو بی اثر کرده بودن.با خوندن متن پست اشاره شده میشه فهمید که سال قبل برای ایجاد یاس در بین مردم با حرکتی هماهنگ نه تنها تعدادی مزدور بین مردم انداختن تا ایجاد نا امیدی کنن بلکه کاری با بالاترین نداشتن تا این عده تا آخرین لحظه بتونن کار خودشون که همون لجن پراکنی بود رو انجام بدن.که متاسفانه اون زمان عده ای این طور تحلیل کردن که احتمال داره دلیل اینکه بالاترین رو نتونستن پایین بکشن این بود که سرور جدید داشتیم و پهنای باند رو بالا برده بودیم و کار های فنی دیگه انجام شده بود رد بالاترین اما درست یک سال بعد زمانی که بالاترین حتی بیشتر از قبل پیشرفت کرده بود باز هم تونستن بالاترین رو برای مدتی پایین بکشن و این نشون میده که اگه میخواستن میتونستن سال قبل همین موقع هم که در پست اشاره شده در موردش سخن گفته شد بالاترین رو پایین بکشونن اما این کار رو نکردن.
از تحلیل ها اینطور بر میاد که اینها زمانی که بخوان جنبش رو خنثی کنن تنها راه حل رو در این میبینن که در دل ما یاس و نا امیدی ایجاد کنن. و بگن که تعداد شما کم هست شما ناچیز هستید.شما رو به حساب نمیاریم و ... و تنها با همین حربه بود که سال قبل عده ای رو نا امید کردن.و یک سال برای جنبش در سکون گذشت
همه ما این رو میدونیم که درسراسر ایران عده بسیار زیادی از مردم مخالف این حکومت هستن.در کوچه و بازار در تاکسی و مترو و مغازه ها و ... همه و همه میشه مشاهده کرد که مخالفین این حکومت نه تنها خیلی زیاد هست بلکه روز به روز هم بیشتر و بیشتر میشه.اما عده زیادی از این مردم یا جرات ابراز مخالفت ندارن یا به خاطر مسایلی نمیتونن مخالفت خودشون رو علنی کنن.مثلا یه عده اگر یک روز کار نکنن نمیتونن نون ببرن برای زن و بچه مثل تعداد زیادی از راننده تاکسی ها یا یه عده نونشون به تعریف و تمجید از حکومت هست مثل عده زیادی از کارمندا و دولتی ها در حالی که میدونیم اینها مخالف هستن با این حکومت.
امروز هم در مصاحبه های رسانه میلی دیدیم که تعداد کمی از مردم رو آوردن جلوی دوربین برای اینکه عنوان کنن مردم از همه تیپ با ما هستن و مخالف جنبش سبز هستن و از این جور حرف ها
پس شرط اول اینکه پیروز بشیم این هست که همیشه یادمون باشه که حکومت برای اینکه جنبش رو ساکت کنه حربه ای جز این نداره که به اعضای جنبش این طور القا کنه که شما ها تنهایید و تعدادتون خیلی کم هست.چیزی که 25 بهمن به همه ثابت شد عکسش درست هست و ما واقعا بیشماریم.
همون طور که قبلا بار ها گفتم شرط پیروزی ما این هست که از گذشته ها درس بگیریم و از تجربه های قبل استفاده کنیم و راه های مقابله دشمنمون با خودمون رو بدونیم و اونها رو خنثی کنیم و راه های جدید برای مقابله با دشمنمون پیدا کنیم.
امید و اراده چیزی هست که هیچ وقت نباید از دست بدیم و همیشه باید به دنبال راه حل های عملی و جدید و پر بازده باشیم.
ما بیشماریم
۱۳۸۹ بهمن ۲۶, سهشنبه
پیشنهاد برای راهپیمایی های آینده
یک پیشنهاد در مورد راهپیمایی های آینده دارم که خیلی میتونه کارساز باشه.خیلی بیشتر از اونکه فکرش رو میکنیم
از طرفی الان زمانی هست که خیلی ها به بالاترین سر میزنن و میخوان اطلاع بگیرن از آینده و بهترین زمان برای هماهنگی بین همه هست تا برای آینده برنامه ای عقلانی و منطقی بریزیم
به نظر من بهترین راه مقابله با این حکومت این هست که اونها رو خسته کنیم و کم کم از پا در بیاریم.
بهترین روش برای این کار هم اینه که همواره از طرف بچه ها در بالاترین یک روز خاص از چند وقت قبل به عنوان روز تظاهرات بعدی بیان بشه مثلا فرض کنید الان 27 بهمن هست و اعلامیه میدیم که مثلا 5 اسفند ساعت 3 بعد از ظهر راهپیمایی بعدی خواهد بود.
در مورد صحت یا عدم صحت اون کسی چیزی نمیگه و فقط همه رو دعوت به راهپیمایی میکنیم.
وقتی روز 5 اسفند مثلا ساعت 1:30 بعد از ظهر شد در همین بالاترین اطلاعیه صادر میشه که راهپیمایی ای خواهد بود یا خیر
چندین و چند بار میتونیم این کار رو تکرار کنیم
چون از طرفی وقتی فراخوان داده میشه نیروهای سرکوبگر هم مجبور هستن که از خودشون عکس العمل نشون بدن و خودشون رو آماده کنن و در نتیجه نیرو میفرستن به سطح همه معابر.
از طرف دیگه وقتی اعلام کنیم که راهپیمایی نخواهد بود اونها سر کار خواهند رفت و در نتیجه سردرگمی و نارضایتی بینشون افزایش پیدا میکنه.
میشه بعد از چند بار تکرار این وضعیت مثلا دفعه چهارم ساعت مثلا 1:30 اعلام کنیم که راهپیمایی برگزار خواهد شد.
و در نتیجه همه مثل 25 بهمن خواهیم رفت برای راهپیمایی.
فاصله بین هر کدوم از برنامه ریزی ها چه حقیقی چه غیر واقعی میتونه مثلا هر دو تا سه هفته به سه هفته باشه تا اینجوری واقعا نیرو های سرکوبگر رو کلافه کنه.
الان دیگه زمان این هست که استراتژی خودمون رو بالا ببریم و فقط منتظر این نباشیم که یکی بگه برید و بقیه مردد باشن که درسته یا نه.
الان فقط زمان این هست که با سرکوبگران به هر نحوی میشه برخورد کنیم.
باید برنامه داشته باشیم و از تجربیات قبلی درس بگیریم.
وقتی یک سری از طرف دولت میرن برای تخریب بادجه تلفن یا جدول کنار خیابون باید هوشیار باشیم که اینها از طرف خود حکومت اومدن دارن این کار رو میکنن و بعد یه فیلم بردار هم با خودشون آوردن که داره فیلم میگیره تا اون رو علیه ما استفاده کنه.
حالا چرا ما نباید از این جور استراتزی ها استفاده کنیم؟مطمینا زمان این گذشت که فقط منتظر باشیم که هر چه پیش آمد خوش آمد.باید برنامه ریزی کنیم.از قبل تجربه کسب کنیم و برای آینده ازش استفاده کنیم.
پیشنهاد های خودتون رو اعلام کنید و لطفا بسادگی از این پیشنهاد نگذریدو اگر پیشنهاد های مشابه دارید عنوان کنید تا در کنار هم با همفکری به نتایج خوبی برسیم
ما به مغز های متفکر نیاز داریم تا شیوه های جدید حتی شیوه هایی که تا الان ازش استفاده نشده در هیچ راهپیمایی در دنیا استفاده بشه.مثلا استفاده از روغن در برابر موتور سوار ها خیلی کار خوبی بود.
لطفا ازبیان اینکه استفاده وبلاگی از بالاترین و ... کردید خودداری کنید
از طرفی الان زمانی هست که خیلی ها به بالاترین سر میزنن و میخوان اطلاع بگیرن از آینده و بهترین زمان برای هماهنگی بین همه هست تا برای آینده برنامه ای عقلانی و منطقی بریزیم
به نظر من بهترین راه مقابله با این حکومت این هست که اونها رو خسته کنیم و کم کم از پا در بیاریم.
بهترین روش برای این کار هم اینه که همواره از طرف بچه ها در بالاترین یک روز خاص از چند وقت قبل به عنوان روز تظاهرات بعدی بیان بشه مثلا فرض کنید الان 27 بهمن هست و اعلامیه میدیم که مثلا 5 اسفند ساعت 3 بعد از ظهر راهپیمایی بعدی خواهد بود.
در مورد صحت یا عدم صحت اون کسی چیزی نمیگه و فقط همه رو دعوت به راهپیمایی میکنیم.
وقتی روز 5 اسفند مثلا ساعت 1:30 بعد از ظهر شد در همین بالاترین اطلاعیه صادر میشه که راهپیمایی ای خواهد بود یا خیر
چندین و چند بار میتونیم این کار رو تکرار کنیم
چون از طرفی وقتی فراخوان داده میشه نیروهای سرکوبگر هم مجبور هستن که از خودشون عکس العمل نشون بدن و خودشون رو آماده کنن و در نتیجه نیرو میفرستن به سطح همه معابر.
از طرف دیگه وقتی اعلام کنیم که راهپیمایی نخواهد بود اونها سر کار خواهند رفت و در نتیجه سردرگمی و نارضایتی بینشون افزایش پیدا میکنه.
میشه بعد از چند بار تکرار این وضعیت مثلا دفعه چهارم ساعت مثلا 1:30 اعلام کنیم که راهپیمایی برگزار خواهد شد.
و در نتیجه همه مثل 25 بهمن خواهیم رفت برای راهپیمایی.
فاصله بین هر کدوم از برنامه ریزی ها چه حقیقی چه غیر واقعی میتونه مثلا هر دو تا سه هفته به سه هفته باشه تا اینجوری واقعا نیرو های سرکوبگر رو کلافه کنه.
الان دیگه زمان این هست که استراتژی خودمون رو بالا ببریم و فقط منتظر این نباشیم که یکی بگه برید و بقیه مردد باشن که درسته یا نه.
الان فقط زمان این هست که با سرکوبگران به هر نحوی میشه برخورد کنیم.
باید برنامه داشته باشیم و از تجربیات قبلی درس بگیریم.
وقتی یک سری از طرف دولت میرن برای تخریب بادجه تلفن یا جدول کنار خیابون باید هوشیار باشیم که اینها از طرف خود حکومت اومدن دارن این کار رو میکنن و بعد یه فیلم بردار هم با خودشون آوردن که داره فیلم میگیره تا اون رو علیه ما استفاده کنه.
حالا چرا ما نباید از این جور استراتزی ها استفاده کنیم؟مطمینا زمان این گذشت که فقط منتظر باشیم که هر چه پیش آمد خوش آمد.باید برنامه ریزی کنیم.از قبل تجربه کسب کنیم و برای آینده ازش استفاده کنیم.
پیشنهاد های خودتون رو اعلام کنید و لطفا بسادگی از این پیشنهاد نگذریدو اگر پیشنهاد های مشابه دارید عنوان کنید تا در کنار هم با همفکری به نتایج خوبی برسیم
ما به مغز های متفکر نیاز داریم تا شیوه های جدید حتی شیوه هایی که تا الان ازش استفاده نشده در هیچ راهپیمایی در دنیا استفاده بشه.مثلا استفاده از روغن در برابر موتور سوار ها خیلی کار خوبی بود.
لطفا ازبیان اینکه استفاده وبلاگی از بالاترین و ... کردید خودداری کنید
اشتراک در:
پستها (Atom)