۱۳۸۸ مرداد ۲, جمعه

پیشنهاد برای گرد همایی همگانی در گلزار شهداء

پیشنهاد میکنم یک بار برنامه بذارین که گردهمایی سبز سر مزار شهدا دفاع مقدس باشه تا از یک طرف با آرمان های شهدای اون زمان دوباره تجدید میثاق کنیم و هم نشون بدیم که جنبش سبز از انسان های عادی هست و شهدا رو از خودمون میدونیم و به هیچ کس اجازه نمیدیم از آبروی اونها به نفع خودش سو استفاده کنه.

اعتراف واقعی در مقابل اعتراف ساختگی


هر انسان عاقلی میدونه که اعتراف گیری از افرادی که در بند هستند هیچ پایه عقلی و انسانی نداره.
از اونجایی که صدا و سیمای میلی با پخش اعترافات ساختگی میخواد باعث مسمومیت بیش از پیش افراد نا آگاه جامعه بشه.جنبش سبز هم نباید در برابر این حرکت غیر انسانی سکوت کند.از آنجا که اعتراضات فراوانی در این زمینه انجام شده اما همچنان صدا و سیما سعی در نشنیده گرفتن حرفهای جنبش میکنه و همچنان بر انجام این عمل غیر انسانی اصرار داره دیگه نمیشه در مقابل این حرکات غیر بشری سکوت کرد و اگه همچنان درخواست ها برای عدم پخش اعترافات ساختگی بی نتیجه بود باید دست به کار شد.
بهترین راه مقابله به مثل هست.یعنی باید از نیروهای جیر خوار اونها پروژه های اعتراف گیری رو انجام بدیم.یعنی مثلا زمانی که یک لباس شخصی که اطمینان داریم جز کودتاچی ها هست رو دستگیر کردیم حالا به هر شکلی چشمش رو ببندید و ببریدش به مکانی که بتونید با خیال راحت ازش اعتراف بگیرید.البته قبلش باید کارت شناسایی و هویتش رو شناسایی کنید .بعد شروع کنید به اعتراف گیری ازش به هر شیوه ای که میدونید.البته اگه خدای نکرده مجبور شدی با زور این کار رو بکنید در تصاویر نباید اثری از زور یا جای ضربه و ... باشه.موضوع اعتراف هم میتونه چیزای مختلف باشه مثلا اینکه اعتراف بگیریم که اون شخص در تقلب در انتخابات نقش داشته و بگه که تقلب وجود داشته و یا بگه که از طرف فیروز آبادی مستقیم دستور حمله و کشتار مردم رو با صلاح گرم گرفته یا اینکه اعتراف کنه که در لبنان مراحل کشتار مردم رو آموزش دیده و خیلی چیزهای دیگه که شما بهتر از من میدونید و میتونید ازشون اعتراف بگیرید.
ضمنا بهتره که با دوربین های با کیفیت این کاراعتراف گیری انجام بشه در غیر این صورت کار بی نتیجه ای به نظر میاد.اگرم میتونید با نرم افزار هایی که هست مونتاژ کنید که حرفه ای به نظر بیاد.بعد طرفی که دارید ازش اعتراف میگیرید رو تهدید کنید که اگه اعترافات مسخره ی ساختگی از تلویزیون پخش بشه این فیلم ها در همه دنیا به نمایش در میاد و بعد فرماندتون میبینه و کلکتون رو میکنه چون اعتراف کردید بر ضد فرمانده و بقیه کودتا چی ها.فکر کنم اگه این حرفا رو بعد اعتراف بزنید بهشون بهتر باشه.بعد کاملا تهدیدش کنید و دوباره با چشمای بسته بببریدش یه جای دور و ولش کنید یا هر کار دیگه ای که به ذهنتون میرسه.ضمنا باید مراقب باشید که اون شخص شما رو نشناسه چون اینها آدم های عقده ای هستن و به این راحتی ها آدم نمیشن.
همچنین تا قبل از پخش اعترافات دروغی باید در سطح وسیع اطلاع رسانی بشه تا به گوش کودتا چی ها هم برسه تا از این کار منصرف بشن.چون وقتی ببینن اسم و فامیل یکی از خودشون پخش شده و اعترافات خیلی مهمی هم کرده حتما خیلی به ضررشون تموم میشه.البته اینا همه نظر منه که دیروز در بخش نظرات یکی از تاپیک ها یه چیز مشابه این خونده بودم و گفتم بهتره اطلاع رسانی کنم که همه گیر بشه.ممکنه یه نقص هایی هم توی این کار باشه که شما با تفکر جمعی سعی کنید اون ها رو رفع کنید تا کار بی نقص باشه.طبق گفته اون کسی که پیشنهاد داده بود همچین کاری رو که فکر کنم یه تاپیک در مورد این بود که اگه یه بسیجی رو دستگیر کردیم باهاش چی کار کنیم و همین طور نظر خودم این بهترین کاره که جلو پخش اعترافات دروغی گرفته بشه.اگه نظر خاصی دارید بگید تا بقیه هم استفاده کنن.

۱۳۸۸ تیر ۳۱, چهارشنبه

چرا اصرار داریم که انتصاب رحیم مشائی رد گم کنیست؟

همون طور که میدونید ا.ن این روز ها نیاز داره که فشار افکار عمومی رو از سمت خودش دور کنه و به سمت دیگری ببره.چی بهتر از قضیه همین انتصابات.اتهام های زیادی به مشائی زده شده.از حضور در مراسمی در ترکیه که در اون زنان میرقصیدند و همین طور بحث دوستی با مردم اسرائیل اما اگه یادتون باشه یکی از اتهام هایی که به مشائی وارد شده این هست که در مراسمی که در اون قرآن خونده میشد و دف زده میشد شرکت داشته.حالا با توجه به این مورد آخر به این نکته دقت کنید
خواننده ای به اسم محسن نامجو رو که یادتونه؟اتهامی بهش زده شده که قرآن رو با صدای نابه هنجار و با آهنگ خونده چیزی که شباهت زیادی به همون قضیه خوندن قرآن و دف داره.حدود یک سال قبل اگه اشتباه نکنم وقتی که از نامجو و عملش حرف میزدند.میگفتن که یکی از نشانه های ظهور این هست که قرآن با صدای ناموزون خونده میشه و هزار و یک اتهام دیگه ای که به نامجو زدند.اما سوال اینجاست که این همه مدت چرا حکمی در مورد نامجو داده نشد؟چرا دقیقا همین چند روز قبل از انتصاب مشایی این حکم رو دادن برای محسن نامجو؟اونم بدون حضور خودش و وکیل و بقیه تشریفات؟
قضیه حضورش در ترکیه که تکذیب شد.در مورد دوستی با مردم اسرائیل که قبلا رهبر گفته این درست نیست.فقط میمونه همین قضیه خوندن قرآن و نواختن دف.که باید بعد از این انتصاب ساختگی بهش رسیدگی میکردن اما قبلش باید حکمی برای قضیه مشابهش یعنی قضیه محسن نامجو هم میدادن تا اگه برای برکناری مشائی در مورد قضیه قرآن و دف حکمی دادن کسی اعتراض نکنه که پس قضیه نامجو چی شد.
بنابر این تصمیم گرفتن قبل از این انتصاب حکم نامجو رو صادر کنن و بعد برای بازی در آوردن و به حاشیه بردن قضیه انتخابات مشائی رو انتصاب کنن و بعد خودشون داخل خودشون روش مانور بدن که ما با این کار مخالفیم و نباید این طور باشه و ...تا از این طریق مردم فکر کنن که بین خودشون هم مشکلی پیش اومده تا شاید تب و تاب جنبش سبز بخوابه.پس نتیجه این که این انتصاب کاملا از قیل برنامه ریزی شده بود تا من و شما به حاشیه بریم.در حالی که مساله نامشروع بودن مشائی نیست بلکه مساله نامشروع بودن احمدی نژاد هست و این وظیفه ماست تا نذاریم بی دینان بر ما چیره بشن.اونها این روز ها هر کاری میکنن تا جنبش رو به حاشیه ببرن چون میدونن نابود کردن جنبش امری غیر ممکنه به همین دلیل میخوان اون رو به حاشیه ببرن و کم رنگ کنن پس همه هوشیار باشید